|
|||
![]() ميگويند فرشته كاتبي هست كه روي شانه راست مينشيند و اعمال خير و ثواب شخص را كتابت مي كند. درست نميدانم اين فرشته بر اين شانه كه نام بردم مينشيند، تكيه ميزند، بر فراز آن ميپرد يا جور ديگري خودش را منتصب به اين شانه ميكند. نيز ميگويند شانهاي كه اين فرشته بر آن مينشيند، روشنتر از شانه چپ است. گويي خورشيد است كه تنها بر اين شانه ميتابد و بس! شايد هم فريبي است كه من به آن متوسل شدم تا كه داستانم را روايت كنم. به هر رو، دم دماي غروب كه ميشود، كافي است رو به تپه ماهوري كه خورشيد نزديك به آن ايستاده و در حال فرورفتن است بايستي و زاويه نگاهت را جوري تنظيم كني تا روشناي كمجان خورشيد روي شانه راست مرد يا زن خيالت كه حالا در مسير تپه ماهور گام برميدارد بيفتد. اين هم فريبي ديگر. |
|||
![]()
|












