|
|||
![]() من صداي فريدمن را شنيدم كه فرياد زد: مراقب خودت باش. جيمي. والكات نزديك جك آمد، در حالي كه به او نگاه ميكرد. جك با دست چپ به طرف او ضربهاي پرتاب كرد و والكات سرش را تكان داد. او جك را از پشت روي طناب گير انداخت، و او را برانداز كرد و سپس با يك هوك چپ خيلي آرام روي صورت جك ضربه زد و با دست راست با شدت تمام به پايينترين نقطهاي كه قانوني بود روي بدن جك زد... |
|||
![]()
|
![]()
|













