|
|||
![]() اگه يه مرد پايين يه تپه با گلوي بريده كه آروم و آهسته خون ميريزه و جونش رو قطره قطره درميآره، دراز به دراز افتاده باشه و يه دختر زيبا يا يه زن پير مجبور باشه با يه كوزه قشنگ درست روي سرش از كنارش رد بشه، مرد بايد بتونه روي يه دستش بلند شه و ببينه كوزه صحيح و سالم بالاي تپه ميرسه يا نه. |
|||
![]()
|












