|
|||
![]() داستاني از مصر باستان داريم. از يريس، خداي نباتات، از آن رو كه ابژه عشق و تحسين كيهاني است، حسادت برادرش ست را برمي انگيزد. ست او را در تابوتي زنده به گور كرده است، كه بعد به دريا افكنده ميشود. ايزس، الهه نباتات، جسد وي را درمييابد، تحليل رفته در سواحل بابل، و او را به درختي ميبندد. ايزد جسد را پنهان كرده، اما ست او را مييابد و تكه تكه ميكند، و سپس... |
|||
![]()
|












