|
|||
![]() ... مردم به هم ريختند. آشفته بازاري بود در سپاه علي؛ برخي به فرماندهي مالك اشتر مشغول جنگ بودند و برخي ديگر شمشيرها را غلاف كرده به نزد علي ميرفتند. مرداني كه همسو با علي نداي جنگ را سر داده بودند، حالا خسته از جنگ، خواهان صلح بودند. در سپاه شام هنوز عدهاي قرآنها را بر نيزه داشتند و غريو صلح و حكميت سر ميدادند و در سپاه علي، مردان خسته و معترض كوفه، به دور علي جمع شده بودند و ميگفتند:«جنگ ما را خورده است. مردان زيادي كشته شدهاند. دعوت شاميان را بايد پذيرفت و به صلح تن در داد.» |
|||
![]()
|












