
ادوارد دوبونو (Edward de Bono)
ادوارد دوبونو در سال ۱۹۳۳ در مالت به دنیا آمد. پدرش استاد علم پزشكي و مقالهنويس بود. دوبونو در كالج سنتادوارد تحصيل كرد. در سن 21 سالگي از دانشگاه سلطنتي مالتا مدرك پزشكي گرفت. او بورس تحصيلي رودز را گرفت و توانست وارد دانشگاه آكسفورد شده و با مدرك فوق ليسانس در رشته روانشناسي و فيزيولوژي فارغالتحصيل شود. سپس در رشته پزشكي دكترا گرفت. او دوره دكترا را در دانشگاه كمبريج به پايان رساند و در دانشگاههاي آكسفورد، كمبريج، لندن و هاروارد تدريس كرد. دوبونو در سال 1976 بهطور تمام وقت به كار نويسندگي مشغول شد.
ادوارد دوبونو را به عنوان نویسنده و متفکر میشناسند. عمده فعالیتهای او در زمینهي شیوههای فکر کردن و آموزش تفکر خلاق است. او توانایی فکر کردن را یک مهارت و در واقع مهمترین مهارت انسانی میداند و معتقد است فکر کردن مهارتی آموختنی است و نباید آن را با هوش اشتباه گرفت.
دوبونو در کتاب من درست میگویم، تو غلط از آغاز رنسانسی نوینی در تاریخ بشر سخن میگوید. او توضیح میدهد که رنسانس اول با کشف دوبارهي یونان باستان آغاز شد، دومین رنسانس به زعم او از عقاید متفکران یونان باستان نظیر افلاطون، ارسطو و سقراط عبور خواهد کرد و برای چیزهایی نظیر «تفکر ادراک محور و خلاق»، «کشف و شهود» و «آفرینش» اهمیت بیشتری قايل خواهد شد. او پایهگذار مفهومی به نام تفکر جانبی است که به نظر او سنگ بنای رنسانس دوم محسوب میشود.
دوبونو کتابهای بسیاری در این زمینه نگاشته که تاکنون به زبانهای متعددی ترجمه شدهاست. وی در همایشهایی در دانشگاههای آکسفورد، لندن، کمبریج و هاروارد به عنوان سخنران حضور داشته است. نام بسیاری از موسسات، نهادها و شرکتهای بزرگ در فهرست شرکتهایی که در حال حاضر از روشهای دوبونو استفاده میکنند به چشم میخورد.
در بين هزاران نفر از مردم دنيا اسم «ادوارد دوبونو» سمبلي از خلاقيت و نوانديشي است. دكتر ادوارد دوبونو يكي از افراد نادر است كه تاثير قابل توجهي بر روش فكري بشر گذاشته و از جنبههاي مختلف، او يكي از متفكرين در سطح بينالملل ميباشد. از ويژگيهاي كار او پاسخگويي به طيفي گسترده ميباشد، به طوريكه دانشآموختگانش از كودكان پنج ساله تا مديران ارشد برجستهترين شركتهاي بينالمللي ميباشند. دكتر ادوارد دوبونو بزرگترين برنامه كار آموزش مستقيم تفكر در مدارس را اداره ميكند. پنج دانشكده از دانشگاههاي آرژانتين كتابهاي او را به عنوان كتب درسي خود استفاده ميكنند.
خدمت ويژه دكتر دوبونو، دستيابي به نكات اعجابانگيز خلاقيت بوده و عمده فعاليتهايش را بر اين اساس قرار داده است. او نشان داده است كه خلاقيت عكسالعمل لازمي در يك سيستم خودانگيخته اطلاعات ميباشد. كتاب اصلي او «مكانيزم ذهن» ميباشد كه در سال 1969 منتشر شد. در اين كتاب او نشان داد كه چگونه شبكه اعصاب در مغز نمونههاي متقارن را به صورت ادراك حسي ما ثبت ميكنند.
«از اين ديدگاه دوبونو عقايد و ابزار تفكر جانبي را پايهگذاري كرد. نكته قابل توجه درباره كتابهاي او اين است كه كتابهايش در محدوده مباحث دانشگاهي باقي نماندند و به صورت تمرينهاي كاربردي و قابل استفاده براي همه سنين از كودكي تا بزرگسالي درآمدند.
نظر خود وي درباره نوانديشي چنين است:
«تفكر سنتي بر پايه تحليل، قضاوت و بحث و جدل ميباشد. اين قواعد در يك سيستم پايدار و همچنين براي شناسايي موقعيتهاي استاندارد و احتياجات مربوط به آن كافي هستند. اما اين روشها در دنياي پرتغيير كنوني قابل اجرا نيستند؛ چرا كه راه حلهاي استاندارد همواره كاربرد نخواهند داشت. در واقع يك نياز جهاني گسترده براي تفكري وجود دارد كه خلاق و سازنده باشد و بتواند راههاي پيشرفت و ترقي را هموار ساخته و بپيمايد. بسياري از مشكلات اساسي در دنيا به وسيله برطرف كردن علتها حل نميشوند، بلكه لازم است راهي براي حركت به جلو طراحي كنيم؛ هرچند كه علت باقي مانده باشد».
او مخترع «بازي L» است كه گفته ميشود سادهترين بازي واقعي است كه تاكنون اختراع گرديده است. شايد شهرت او بيشتر مديون اصطلاح «تفكر جانبي» باشد كه در فرهنگ اكسفورد نيز وارد شده است.
او 60 جلد كتاب نوشته است كه از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
مكانيسم ذهن، فراتر از بله و خير، بزرگترين انديشهوران، شش كلاه براي فكر كردن، من درست ميگويم تو غلط و چگونه ذهني زيبا داشته باشيم.




