ورود به سايت

جان ام گاتمن (John M Gottman)

گاتمن استاد بازنشته دانشگاه واشنگتن است. او براي اولين بار در سال 1986 به اين دانشگاه دعوت شد. او نويسنده بيش از 100 مقاله دانشگاهي و كتاب‌هاي زيادي است كه از آن جمله مي‌توان به كتاب «راهنماي برقراري ارتباط بين زوج‌ها»، «عواملي كه طلاق را پيش‌بيني مي‌كنند»، «فنون افزايش هوش هيجاني كودكان»، «درمان و بهسازي رابطه‌ها»، «رياضيات ازدواج» اشاره كرد. مؤسسه گاتمن كه با همكاري همسرش جوليا شوآرتز گاتمن تاسيس شده است به خانواده‌ها و كارمندان آموزش مي‌دهد. آزمايشگاه تحقيقات خانواده گاتمن كه مدت 15 سال است كه از مؤسسه بهداشت رواني آمريكا كمك مالي دريافت مي‌كند در حال حاضر بخشي از يك نهاد مستقل به نام مؤسسه تحقيقات در زمينه روابط است. نان سيلور گاتمن به همراه او اين كتاب را نوشته است از ويراستاران مجله پرنتس است.

وقتي كه دكتر جان گاتمن در آوريل دهه 1970 تحقيق درباره اين موضوع را شروع كرد اطلاعات موجود در مورد ازدواج و عواملي كه موجب موفقيت آن مي‌شوند، بسيار كم بود. مشاوران ازدواج به عقايد رايج، نظرات شخصي، الهامات، باورهاي مذهبي يا ايده‌هاي روانپزشكان متكي بودند و در نتيجه كمك آن‌ها چندان مؤثر نبود. در سال 1986 گاتمن كه استاد روانشناسي دانشگاه واشنگتن در سياتل بود و پيش از آن در رشته رياضيات دانشگاه ام آي تي درس خوانده بود. يك آزمايشگاه تحقيقات خانواده را تاسيس كرد كه در ميان مردم به «آزمايشگاه عشق» معروف شده بود. در اين آزمايشگاه كه يك آپارتمان مبله، رو به درياچه بود مكالمات، دعواها و زبان بدن زوج‌هايي كه با هم زندگي مي‌كردند فيلم‌برداري و ضبط مي‌شد. جالب اينكه اين پروژه اولين مشاهده عملي زوج‌هاي واقعي بود. از زمان تاسيس اين آزمايشگاه تا تاريخي كه گاتمن كتاب «هفت اصل اخلاقي براي موفقيت در ازدواج» را با همكاري نان سيلور منتشر كرد تيم او روي بيش از 650 زوج در يك دوره 14 ساله مطالعه كردند. اكثر كساني كه وارد كلاس‌هاي ازدواج گاتمن مي‌شدند در آستانه طلاق گرفتن از هم بودند ولي بعد از يادگيري اصول گاتمن تعداد زوج‌هايي كه مجددا دچار مشكل مي‌شدند كمتر از نصف زوج‌هايي بود كه بعد از مشاوره ازدواج، مجددا با هم مشكل پيدا مي‌كردند.

صدها كتاب در مورد بهبود روابط وجود دارد ولي كتاب گاتمن از همه آن‌ها موفق‌تر است چون راهنمايي‌هاي او بر اساس داده‌هاي واقعي شكل گرفته‌اند نه كلي گويي‌هاي با معني. در نتيجه بسياري از پاسخ‌هايي كه در اين كتاب براي مشكلات‌تان پيدا مي‌كنيد خلاف چيزهايي هستند كه تا به حال به آن‌ها اعتقاد داشتيد. گاتمن در اين كتاب بعضي از طرز فكرهايي را كه در مورد برخورداري از يك رابطه عاشقانه و با ثبات وجود دارد در هم مي‌شكند. كساني كه در كارگاه‌هاي آموزشي گاتمن شركت مي‌كردند هميشه با شنيدن اينكه حتي خوشبخت‌ترين و با ثبات‌ترين زوج‌ها نيز با هم دعوا مي‌كنند، خيال‌شان راحت مي‌شد. چيزي كه باعث موفقيت در ازدواج مي‌شود فقط «عشق و علاقه» نيست بلكه شيوه حل مشكلات نيز مهم است. گاتمن در بخشي از كتاب خود به نام «چرا اكثر مشاوره‌هاي ازدواج شكست مي‌خورند»، مهم‌ترين باور اشتباهي را كه در مشاوره‌هاي ازدواج وجود دارد معرفي مي‌كند؛ اينكه برقراري ارتباط بين زوج‌ها كليد يك ازدواج سعادتمند و پايدار است. مشاوران به شما مي‌گويند كه مشكلات شما به ضعف‌تان در برقراري ارتباط باز مي‌گردد و اينكه اگر با آرامش و علاقه به حرف‌هاي همسرتان گوش بدهيد روابط‌تان متحول خواهد شد و اينكه به جاي فرياد كشيدن، حرف‌هاي همسرتان را تكرار و تاييد كنيد و بعد با آرامش نظرات خودتان را بگوييد تا به اين ترتيب روابط شما بهبود پيدا كند. گاتمن مي‌گويد به هر خوبي هم كه دو نفر درد دل‌ها و گله‌هايشان را مطرح كند باز هم يكي از طرفين به شدت مورد انتقاد قرار مي‌گيرد و عده كمي هستند كه مي‌توانند در برخورد با انتقاد همچنان بزرگواري خود را حفظ كنند. گاتمن واقعيت شوكه‌كننده‌اي را در مورد اختلافات زناشويي مطرح مي‌كند: «اكثر اختلافات زناشويي قابل حل نيستند.» بر اساس تحقيقات او 69 درصد اختلافات شامل مشكلات دائم يا لايتحل مي‌شود. براي مثال زني مي‌خواهد بچه‌دار شود ولي شوهرش مخالف بچه‌دار شدن است يا مردي هست كه هميشه بيشتر از همسرش خواهان برقراري روابط جنسي است، شوهر يك زن هميشه در ميهماني‌ها با زن‌هاي ديگر بيش از حد خودماني مي‌شود و زن از اين رفتار شوهرش بدش مي‌آيد. مرد مي‌خواهد بچه‌هايش كاتوليك شوند ولي زن مي‌خواهد آن‌ها را يهودي بار بياورد. زوج‌ها سال‌هاي زيادي وقت و انرژي خود را صرف تغيير دادن يكديگر مي‌كنند ولي اختلاف‌هاي بزرگ در مورد ارزش‌ها و شيوه نگاه به دنيا است و اين اختلاف‌ها تغيير نمي‌كنند. زوج‌هاي موفق از اين واقعيت خبر دارند و در نتيجه تصميم مي‌گيرند طرف مقابل را با تمام بدي‌ها و خوبي‌هايش بپذيرند. واقعيت اين است كه در بيشتر ازدواج‌هاي موفق خيلي از مشكلات، پنهان مي‌شوند. مثلا وقتي زن و مرد با هم دعوا مي‌كنند، مرد فورا به سراغ تلويزيون مي‌رود و زن براي بهتر شدن حال و هوايش براي خريد بيرون مي‌رود. چند ساعت بعد كه آتش دعوا از بين برود هر دو از ديدن همديگر خوشحال مي‌شوند. خيلي از زندگي‌هاي مشترك بدون اينكه احساسات عميق طرفين افشا شود مستحكم و رضايت‌بخش باقي مي‌مانند. گاتمن مي‌گويد شايد اين واقعيت كه مردان، مريخي و زنان، ونوسي هستند روي مشكلات موجود در زندگي زناشويي تاثير داشته باشد ولي علت واقعي مشكلات، اختلافات جنسيتي نيست. بيش از 70 درصد از زوج‌ها گفته‌اند كه كيفيت دوستي با همسرشان عامل خوشبختي است نه جنسيت يا چيز ديگر. ادعاي حيرت‌انگيز گاتمن پس از سال‌ها تحقيق اين است كه مي‌تواند بعد از پنج دقيقه ملاقات با يك زوج با اطمينان 91 درصدي بگويد كه آيا آن‌ها با هم زندگي خواهند كرد يا از هم طلاق خواهند گرفت. او مي‌نويسد زوج‌ها به خاطر دعوا كردن از هم طلاق نمي‌گيرند بلكه اين روش دعوا كردن آن‌ها است كه احتمال جداشدن‌شان را افزايش مي‌دهد. گاتمن پس از تماشاي ساعت‌ها برخورد ضبط شده صدها زوج، چندين نشانه طلاق را در روابط كشف كرد. به عقيده وي اگر اين نشانه‌ها ميان يك زن و شوهر وجود داشته باشد اگر همان سال اول از هم جدا نشوند چند سال بعد اين كار را خواهند كرد.

بحث‌هايي كه با انتقاد، تمسخر يا اهانت شروع مي‌شوند يعني همان چيزي كه گاتمن آن را «شروع خشن» مي‌نامد. چيزي كه بد شروع مي‌شود، بد هم تمام مي‌شود. بين شكايت داشتن از رفتار خاصي كه همسر شما مرتكب آن شده است و انتقاد شخصي، تفاوت وجود دارد. طغيان عاطفي وقتي رخ مي‌دهد كه يكي از طرفين از حملات لفظي طرف مقابل به تنگ مي‌آيد. وقتي ما مورد حمله قرار مي‌گيريم ضربان قلب و فشار خون‌مان افزايش پيدا مي‌كند و هورمون‌هايي در خون‌مان ترشح مي‌شوند كه از آن جمله هورمون آدرنالين است. از نظر فيزيولوژيكي، حملات لفظي تهديدي براي سلامتي ما محسوب مي‌شوند. به قول گاتمن اگر شما با يك ببر دندان‌خنجري روبرو باشيد يا يك همسر بداخلاق كه مي‌خواهد بداند چرا هيچ موقع يادتان نمي‌ماند كه درپوش توالت فرنگي را ببنديد، در هر صورت واكنش بدن شما هيچ تفاوتي نمي‌كند و در هر دو موقعيت ذكر شده در مقابل تهديد‌هاي يكساني قرار گرفته‌ايد. وقتي طغيان‌هاي مكرر پيش مي‌آيد تمايل طرفين به دوري از دعوا باعث مي‌شود كه از نظر عاطفي نيز از هم فاصله بگيرند. زوج‌هايي كه خوشبخت نيستند، نمي‌توانند وسط دعوا بگويند: «صبر كن، من بايد اول خودمو آروم كنم» يا نمي‌توانند شوخي كنند تا مانع بالا گرفتن دعوا شوند. همه زوج‌هاي خوشبخت از اين ويژگي برخوردارند. اين علائم ضرورتا و به خودي خود نشان‌دهنده احتمال طلاق نيستند ولي اگر به‌صورت مستمر و يكي پس از ديگري اتفاق بيفتند احتمال اينكه رابطه به طلاق بيانجامد زياد خواهد شد.

اكثر اصول گاتمن براي ايجاد روابط زناشويي پايدار و سعادتمند بر اساس يك عامل مهم بنا شده است: دوستي. يعني زن و مرد بتوانند احترام متقابل نسبت به هم داشته باشند و از همنشيني با هم لذت ببرند. دوستي از يك طرف روابط عاشقانه را بيشتر مي‌كند و از طرف ديگر از اينكه يك رابطه به خصومت و دشمني ختم شود جلوگيري مي‌كند. تا زماني كه بتوانيد «به همسرتان محبت كنيد و او را تحسين كنيد» مي‌توانيد رابطه زناشويي‌تان را از خطرات حفظ كنيد. در غير اين صورت احتمال بروز نفرت در دعواها، زياد مي‌شود و نفرت، رابطه را مسموم مي‌كند. از نظر گاتمن هدف از ازدواج «اهداف مشترك» است. يعني زن و مرد از روياها و آرزوهاي طرف مقابل حمايت كنند. اگر يكي از طرفين براي خوشحال كردن طرف مقابل خواسته‌هاي خودش را زير پا بگذارد ازدواج آن‌ها وارد يك مسير اشتباه خواهد شد. دوستي واقعي هم همين‌طور است. وقتي از نظر علمي با زير و بم ازدواج آشنا مي‌شويد براي بهبود رابطه خود و جلوگيري از شكست آن در موقعيت بهتري قرار مي‌گيريد. البته اين در مورد هر نوع رابطه بلند مدتي صدق مي‌كند. شايد 50 سال ديگر ما با نگاه به گذشته تعجب كنيم كه اطلاعات مردم عادي در مورد واكنش‌هاي فيزيولوژيكي و روانشناختي در برابر درگيري و به‌طور كلي مديريت روابط تا چه حد كم بوده است. جالب است كه علم يعني چيزي كه در ظاهر به احساسات هيچ ربطي ندارد مي‌تواند در مورد خيلي از مسائل از جمله محبت، روابط عاشقانه و دوستي، كه به زندگي ارزش مي‌دهند، آموزش‌هاي زيادي به ما بدهد.