ورود به سايت

مهي چيك‌سنت مهي (Mehi Chiksent Mehi)

مهي چيك‌سنت مهي در سال 1934 در فيومه واقع در ايتاليا متولد شد. پدرش كه اهل مجارستان بود در شهر فيومه كه در آن زمان جزيي از ايتاليا محسوب مي‌شد كنسول بود. نام خانوادگي او به معني «مايكل مقدس از استان چيك» است. چيك يكي از استان‌هاي مجارستان است.

چيك سنت‌مهي دوران بلوغ خود را در شهر رم گذراند و هم‌زمان با درس‌خواندن، به اداره رستوران خانوادگي‌شان كمك مي‌كرد. بعد از فارغ‌التحصيلي به عنوان عكاس و سپس به عنوان كارمند يك آژانس مسافرتي مشغول به كار شد. او در سال 1958 در دانشگاه شيكاگو ثبت‌نام كرد و مدرك كارشناسي و دكتراي خود را از آن دانشگاه گرفت. با اينكه بيشتر به ايده‌هاي كارل يونگ علاقه‌ داشت مجبور شد در رشته‌ي روانشناسي رفتارگرا تحصيل كند. بعد‌ها در دوران تدريس در دانشگاه شيكاگو به تئوري‌هاي خود در مورد «جريان»، «خلاقيت» و «خود» شكل داد.

از سال 1999 چيك سنت‌مهي به عنوان استاد در دانشگاه كلارمونت كاليفرنيا فعاليت دارد و مركز «تحقيقات كيفيت زندگي» كه او در اين دانشگاه تاسيس كرده است در زمينه‌‌ي روانشناسي مثبت تحقيق مي‌كند.

چيك‌سنت مهي قبل از روي‌آوردن به كتاب خلاقيت كتابي با عنوان‹‹جريان›› نوشت كه بسيار معروف شد. ايده‌ي اصلي اين كتاب اين است كه جستجو كردن شادي، كار اشتباهي است، بلكه ما بايد تشخيص بدهيم كه دقيقا چه موقع احساس شادي واقعي مي‌كنيم، يعني ببينيم مواقعي كه احساس قدرتمندي و رضايت مي‌كنيم مشغول انجام چه كاري هستيم و بيشتر همان كارها را انجام بدهيم. فعاليت‌هاي مربوط به جريان فعاليت‌هايي هستند كه ما صرفا براي كسب لذت يا رضايت ذهني انجام مي‌دهيم، نه براي گرفتن پاداش‌هاي بيروني.

از سال 1999 چيك سنت‌مهي به عنوان استاد در دانشگاه كلارمونت كاليفرنيا فعاليت دارد و مركز «تحقيقات كيفيت زندگي» كه او در اين دانشگاه تاسيس كرده است در زمينه‌‌ي روانشناسي مثبت تحقيق مي‌كند.

اكتاب معروف او «خلاقيت» نام دارد. وي مي‌گويد اين طرز فكر كه افراد خلاق به تنهايي و در انزوا به ايده‌ها، كشفيات، آثار و اختراعات بزرگي رسيده‌اند اشتباه است. خلاقيت در نتيجه تعامل پيچيده‌اي ميان يك شخص و محيط يا فرهنگي كه با آن زندگي مي‌كند حاصل شود و همچنين به زمان نيز بستگي دارد.

نكته اصلي كه چيك‌سنت مهي به آن اشاره مي‌كند اين است كه ما بايد به همان اندازه‌اي كه به افراد خلاق توجه داريم به توسعه حوزه‌اي كه آن‌ها در آن فعاليت مي‌كنند نيز توجه داشته باشيم زيرا پيشرفت فقط در اين‌صورت امكان‌پذير است. محصولات خلاقيت هم بايد مخاطبيني داشته باشد كه آن‌ها را مورد ارزيابي قرار بدهند. اگر يك خلاقيت شناخته نشود محو و ناپديد خواهد شد.

وي معتقد است پيشرفت‌هاي خلاقانه هرگز غيرمنتظره و ناگهاني حاصل نمي‌شوند بلكه در اكثر غريب به اتفاق موارد نتيجه سال‌ها سخت‌كوشي و توجه دقيق به يك موضوع هستند. بسياري از كشف‌هاي خلاقانه، به‌خصوص كشفيات علمي، از طريق شانس به دست آمده‌اند ولي معمولا شانس در اين موارد هم حاصل سال‌ها كار دقيق در حوزه‌اي است كه آن كشف در صورت گرفته است.

وي به ايده‌هاي مهمي در زمينه خلاقيت دست يافت: 1- اين طرز فكر كه افراد خلاق هميشه در رنج و عذاب زندگي مي‌كنند اساسا يك باور غلط است. اكثر آن‌ها در مورد زندگي و خلاقيت‌شان احساس خوبي دارند. 2- در انسان‌هاي موفق دو چيز فراوان يافت مي‌شود: كنجكاوي و انگيزه. آن‌ها حقيقتا دل‌بسته حوزه كاري خود هستند و حتي اگر ديگران باهوش‌تر از افراد خلاق باشند، اشتياق آن‌ها براي موفقيت، يك عامل تعيين‌كننده است. 3- انسان‌هاي خلاق شم خود را جدي مي‌گيرند و در جايي كه ديگران درهم ريختگي مي‌بينند به دنبال الگوها مي‌گردند؛ آن‌ها از اين توانايي برخوردارند كه بين حوزه‌هاي پراكنده دانش، ارتباط برقرار كنند.

نتيجه تحقيقات چيك‌سنت مهي روي تجربه جريان نشان مي‌دهد ما هنگامي‌كه خلاق باشيم شادي بسيار زيادي را تجربه مي‌كنيم زيرا در اين حالت خودمان را فراموش كرده و حس مي‌كنيم كه بخشي از يك چيز بزرگ‌تر هستيم.

نتيجه تحقيقات چيك‌سنت مهي روي تجربه جريان نشان مي‌دهد ما هنگامي‌كه خلاق باشيم شادي بسيار زيادي را تجربه مي‌كنيم زيرا در اين حالت خودمان را فراموش كرده و حس مي‌كنيم كه بخشي از يك چيز بزرگ‌تر هستيم.

از جمله آثار ديگر چيك‌سنت مهي عبارتند از فرار از ملال و نگراني(1975)، خود تكامل‌يابنده:روانشناسي براي هزاره سوم (1993) و پيدا كردن جريان: روانشناسي درگيري با زندگي روزمره.