ورود به سايت

ناتانيل براندن (Nathaniel Branden)

ناتانيل براندن در سال 1930 در شهر ناتان بلومنتال واقع در ايالت اونتاريو كانادا متولد شد. او مدرك كارشناسي خود را در رشته‌ي روانشناسي از دانشگاه كاليفرنيا واقع در لس‌آنجلس اخذ كرد و تحصيلات تكميلي‌اش را تا مقطع دكترا در دانشگاه نيويورك به اتمام رساند. وي یک روان‌درمان کانادایی است که به سبب فعالیتش روی موضوع عزت‌نفس شناخته می‌شود.

او براي اولين بار در سال 1950 با آين راند، فيلسوف معروف، ملاقات كرد و بعدها رهبري حلقه‌ي پيروان او را به عهده گرفت كه در ميان آن‌ها مي‌توان به باربارا براندن همسر وي و آلن گرين اسپان كه بعدها رئيس هيئت مديره بانك فدرال ريزرو آمريكا شد نيز اشاره كرد. در اواخر دهه 1950 براندن در راه توسعه مفهوم عينيت گرايي، موسسه‌اي را به نام خود تاسيس كرد و به عنوان دومين فرد مهم در جنبش عيني‌گرايي شناخته شد. براندن كتابي به نام «سال‌هايي كه با راند بودم» My years with Rand دارد كه در مورد همين دوره از زندگي‌اش است و با اينكه از آن زمان به بعد به انتقاد از راند مي‌پرداخت ردپاي ايده‌هاي راند در آثار براندن همچنان باقي مانده است.

ناتانيل عاشق و مريد آين راند، فيلسوف روسي- آمريكايي و نويسنده‌ي رمان‌هاي كلاسيك «اطلس شانه خالي كرد» و «سرچشمه» بود. به همين دليل اثر او به عنوان يك كار روانشناسي، بسيار فلسفي است و تحت تاثير ايده‌هاي راند در مورد عقل‌گراييِ متعالي و فردگرايي است.

براندن كتاب‌هاي زيادي را با همكاري راند نوشت؛ از جمله كتاب فضيلت خودپرستي (1964) و سرمايه‌داري: ايده‌آل ناشناخته (1966). كتاب‌هاي ديگر براندن عبارتند از: روانشناسي عشق رومانتيك (1980)، افتخار به خود (1983) و مسوليت پذيري (1996).

معروف‌ترين كتاب وي، روانشناسي حرمت نفس است كه مفهوم عزت‌نفس با اين كتاب معروف شد. قبل از آن، اكثر روانشناسان به اهميت شناخت‌مان از خودمان و تاثير آن روي رفتارمان در حوزه‌هايي مثل كار و روابط پي برده بودند ولي عده‌ي معدودي علت آن را جستجو كرده بودند. كتاب روانشناسي حرمت‌نفس ريشه‌ي تصوراتي را كه هر فرد در مورد خودش دارد، آنچه موجب بهبود اين تصورات مي‌شود و آنچه را كه آن‌ها را تضعيف مي‌كند بيان مي‌كند.

نقطه نظر اصلي براندن اين است كه اگرچه شايد حيوانات از ذهن هوشيار يا حداقل آگاهي برخوردار باشند ولي فقط انسان است كه از چارچوب فكري برخوردار است كه با استفاده از آن، تصوري را در مورد خودش ايجاد مي‌كند. حيوانات مي‌توانند اشياء سبزرنگ را تشخيص بدهند ولي فقط انسان است كه از مفهوم رنگ سبز اطلاع دارد. سگ‌ها مي‌توانند افراد را بشناسند ولي فقط ما هستيم كه مفهوم انسان را درك مي‌كنيم. فقط انسان مي‌تواند در مورد معني زندگي سوال كند. مفهوم‌سازي، ‌اتوماتيك نيست و به همين دليل فكر كردن يك انتخاب است.

وي معتقد است كه ما خلق شده‌ايم تا فكر كنيم و به منظور بالا بردن عزت‌نفس بايد اين كار را بكنيم. اگر قدرت فهم و درك‌مان را تضعيف كنيم،‌ منفعل يا ترسو باشيم، ‌گام‌به‌گام عالي‌ترين موهبتي را كه داريم از بين خواهيم برد و در نتيجه خودمان از خودمان نفرت پيدا مي‌كنيم. ما براي دوست داشتن خودمان بايد به قدرت فكر كردن‌‌مان اهميت بدهيم.

به عقيده براندن همان‌طور كه درد فيزيكي مكانيسمي است كه براي نجات جسمي ما طراحي شده است، ‌درد روان‌شناختي نيز يك هدف بيولوژيكي دارد: وقتي اضطراب و نگراني داريم يا احساس گناه و افسردگي مي‌كنيم اين احساسات به ما مي‌گويند كه ذهن هوشيار ما در وضعيت ناسالمي قرار گرفته است. براي تصحيح اين حالت بايد قاطعيت به خرج داده و ارزش‌هاي‌مان را ارزيابي كنيم يا ارزش‌هاي جديدي براي خودمان ايجاد كنيم. در مقابل وقتي منطق‌مان را قرباني احساسات‌مان مي‌كنيم اعتماد و اطميناني را كه به خودمان داريم از دست مي‌دهيم.

براندن در حال حاضر ساكن لس‌آنجلس است و به كار روانپزشكي و برگزاري سمينارهايي در زمينه‌ي عزت‌نفس مشغول است. او هم اکنون در درمان بيماران خود از روش‌های انرژی‌درمانی، شوخ‌طبعی و «گفتگوی فقط رک» استفاده می‌نماید.