
ويليام استايرون (William Styron)
استايرون در سال 1925 در شهر نيوپورت نيوز واقع در ايالت ويرجينيا متولد شد. او در كودكي خيلي زود خواندن را آموخت و داستانهاي كوتاه زيادي در روزنامه مدرسهشان به چاپ رساند. استايرون فرزند يک مهندس ناو بود که از افسردگي رنج ميبرد، مادرش هنگامي که او 13 ساله بود، از دنيا رفت. او مدرك ليسانس خود را از دانشگاه دوك اخذ كرد و سال بعد به تفنگداران درياي آمريكا پيوست و در طول دو سال اول جنگ جهاني دوم به عنوان ستوان يكم در ارتش آمريكا خدمت ميكرد. بعد از پايان خدمت وارد ارتش ساكن نيويورك شد و در بخش تجاري انتشارات مكگراهيل مشغول به كار شد و در مؤسسه تحقيقات اجتماعي براي گذراندن دوره نويسندگي ثبت نام كرد. استايرون در اوايل دهه 1950 در پاريس زندگي ميكرد و در آنجا به تاسيس مجله ادبي معروف پاريس «ريويو» كمك كرد. رمان «اعترافات نات ترنر» در سال 1967، شاهکار استايرون محسوب ميشود. اين اثر گزارشي از طغيان و قيام بردگان سياهپوست است که در سال 1831رخ داد. اين رمان که بحثهاي زيادي را به راه انداخت در سال 1968جايزه پوليتزر، معتبرترين جايزه روزنامهنگاري آمريکا را از آن خود کرد. اين نويسنده سفيدپوست به دنبال انتشار کتاب ياد شده به نژادپرستي، بدبيني و خيالپردازي در روايت يک واقعه تاريخي، متهم شد. استايرون در اثر موفق خود به نام «تصميم سوفي» که در سال 1979منتشر شد، داستان زندگي مشقتبار دختري را بيان ميکند که جان سالم از جنگ به در برده است و در يک اردوگاه کار اجباري، زندگي ميکند و پس از پايان جنگ به نيويورک برميگردد تا زندگي را از نو شروع کند؛ ولي آنجا با خاطرات گذشته برخورد ميکند و در نهايت تصميم به خودکشي ميگيرد. از اين اثر فيلمي نيز ساخته شد و «مريل استريپ» هنرپيشه زن آن موفق به دريافت جايزه اسکار شد. دولت فرانسه نيز در سال 1984 نشان هنر و ادبيات اين کشور را به استايرون اعطا کرد. او نويسنده رمانها، نمايشنامهها، داستانها و زندگينامههاي شخصي متعددي است.
از جمله مهمترين آثار او عبارتند از: «راهپيمايي طولاني» منتشر شده در سال 1953، که داستان آن در يک اردوگاه نظامي آموزشي ميگذرد. «اين خانه در آتش» در سال 1960منتشر شده که روايتگر زندگي سربازان آمريکايي در دهه (50 پس از جنگ جهاني دوم) در ايتالياست، جايي که خشونت فردي، وسيلهاي غير مؤثر در مقابل سقوط اخلاقيات است. «بامدادي در ساحل دريا»، «3حکايت از جواني» که در سال 1993انتشار يافت، براساس لحظات دردناک دوران کودکي او نوشته شده است. «اين ظلمت آشکار: خاطره ديوانگي» نيز در سال 1990منتشر شد و بيانگر مبارزه فردياش در برابر بيماري روحي است. اين رمان به عبارت ديگر گزارش يک افسردگي است، که بهصورت تاسفانگيزي مخرب است. ويليام استايرون در سال 1953 با روزا گوندر ازدواج کرد. حاصل اين ازدواج 4 فرزند است. وي همچنين دوست صميمي نويسنده بزرگ و برنده جايزه نوبل، «گابريل گارسيا مارکز» بود. او که از تبار بزرگترين نويسندگان آمريکا همچون ويليام فاکنر، جان اشتاينبک و ارنست همينگوي بود، مانند بسياري از نويسندگان بزرگ ديگر در همه عمر با خود، عادات و مشکلات روحي و روانياش درگير بود. يکي از دوستان مکزيکي او به نام «خوان گارسيا پونسه» که در سالهاي دهه 60 در منزل وي زندگي ميکرد، ميگفت: اين نويسنده در همه طول روز به طور خستگي ناپذيري کار ميکرد، بدون اينکه از جايش تکان بخورد؛ اما شب الکل مينوشيد و صبح روز بعد از خواب برميخاست گويي در گذشته هيچ اتفاقي نيفتاده است. هنگامي که او در سال 1985، تصميم به ترک الکل گرفت، به افسردگي دچار شد که شرح آن سالها بعد در کتاب «اين ظلمت آشکار: خاطره ديوانگي» آمد. اصالت جنوبي و بعضي از بحثهاي او ازجمله روابط ميان سفيدپوستان و سياهپوستان، موضوع اصلي «اعترافات نات ترنر»، باعث شد که منتقدان، استايرون را با ويليام فاکنر مقايسه کنند، با وجود اينکه خود او، تعلق به هرگونه مکتب ادبي جنوب ايالات متحده آمريکا را نفي ميکرد. از نظر سياسي او فردي کاملا دموکرات بود و موضوعاتي که براي کتابهايش انتخاب ميکرد، نشان ميداد که يک نويسنده نگران اصول اخلاقي است.
در سال 1985، در حالي که نويسندهاي تحسين برانگيز بود، قرباني يک افسردگي شديد شد و دست از نويسندگي کشيد. افسردگي استايرون زماني خاتمه پيدا كرد كه او پذيرفت در بيمارستان بستري شود. به باور او شيوه با ثبات و مستمر درمان در بيمارستان جان او را نجات داد. او آرزو ميكرد كه اي كاش زودتر به اين كار تن داده بود و در اين مورد مينويسد: «براي من درمانگرهاي واقعي، تنهايي و گذشت زمان بودند.» استايرون معتقد است در اكثر آثاري كه در ارتباط با افسردگي نوشته شدهاند، «خوشبيني» وجود دارد. بعضي از بيماران در مقابل برخي داروها يا درمانهاي خاص خوب پاسخ ميدهند ولي شناخت ما در مورد اين بيماري آنچنان پيشرفته نيست كه بتوانيم در مورد درمان آن قول قطعي بدهيم. مبتلايان به افسردگي دوست دارند باور كنند كه ميتوانند سريعا درمان شوند ولي از آنجايي كه هيچ نوع درمان فوري براي اين بيماري وجود ندارد ممكن است نااميد شوند. استايرون سالها پيش اين كتاب را نوشت ولي وضعيت هنوز تغييري نكرده است. ويليام استايرون سرانجام روز چهارشنبه (اول نوامبر2006) در جزيره مارتاز وينيارد (Martha's Vineyard) در ايالت ماساچوست، واقع در شمال شرقي کشور و در سن 81 سالگي ديده از جهان برگرفت.




